• افغانستان، دگرگونی ها و جهان جدید
  • ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم 
  • افغانستان کشوری است که تاریخ خود دگر گونی های فراوانی را تحمل کرده است اما این دگرگونی ها کمتر در راستای بهبود اوضاع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی بوده است. چرایی این مسأله درین مقاله مورد بررسی واقع شده است. 
  • اگر از مشخصات این عصر پرسش شود، شاید بتوان جواب های متعدد داد اما پاسخ که بتواند سرشت این عصر را باز گو کند چیزی ساده ولی بسیار اساسی است: تغییر سرشت زمانه. جامعه جدید در تفاوت کامل با جامعه قدیم قرار دارد، زیرا اگر ماهیت یکسانی داشته باشند جدال قدیم و جدید بصورت جنگ سنت و تجدد واقع نمی شد. از طرف، دوچیز که ماهیت یکسانی دارد ممکن است که تفاوت های ظاهری داشته باشند، اما در باطن مبنای هستی شناختی و معرفت شناختی مشابه و یکسانی دارد. به نظر می رسد که عصر جدید ماهیت کاملا متفاوت با دنیای قدیم دارد. تغییرات در عصر جدید سریع، بنیان کن، همه جانبه و فراگیر بوده و همه عرصه های حیات انسان را در بر گرفته است. هیچ قلمرو و حوزۀ از دنیای انسانی ازین دگرگونی ها بر کنار نمانده است. یکی ازین قلمرو های مهم علم است. اپیستیمه مدرن به لحاظ معرفت شناحتی مبتنی بر این فرض است که عامل یا عوامل اساسی هر اتفاق و رویداد در جهان انسانی « اجتماعی» را، باید در درون عالم انسانی که جزء از عالم طبیعت است جستجو کرد. یکی از وجوه مهم تمایز جامعه مدرن و سنتی و یا علم جدید و سنتی را باید در این مهم جستجو کرد. اما به نظر می رسد که تمایز فوق مسبوق به جهت گیری دیگری است که عامل اساسی تغییر بحساب می آید و هموست که  ماهیت زمانه را دچار تغییرات اساسی نموده است: تغییر در ماهیت و سرشت پرسش های این دوران. امروزه این پرسش ها است که سمت و سوی حرکت های علمی را جهت می دهد؛ و تغییرات و دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بدنبال تحولات علمی اتفاق می افتد.